پنج شنبه ۳ بهمن ۱۳۹۸

مقالات

روزگار عجیبی ست!

همه در پیله ی تنهایی خود تنهایند... و همه در حسرت یک روزنه ی فردا... اما نمی دانم  که چرا این پیله های تنهایی را نمی گشایند؟! پروانه به شوق دیدار یک گل، پیله اش را می شکافد و اگر پروانه نباشد گل در تنهایی خود تنها خواهد ماند... بگشاییم پیله های تنهاییمان را... و به زیبایی شوق دیدار یک گل، با یک پروانه به ملاقات دل یکدیگر برویم! پروانه به رسم دوستی با گل است که بالهای رنگین خود را باز می کند، آنها را در هوا می رقصاند و برروی شهر دل گل می نشیند... و اگر پروانه نباشد صفت زیبا برای گل "تر"نمی گیرد...! و اگر گل نباشد، پروانه به سوی هیچ آغوشی بال نمی زند...! کاش همچو گل وپروانه زندگی کنیم... پاک کنیم تنهایی را از صفحه ی دفتر نقاشی روزگار... رسم گرده افشانی را بیاموزیم، بپاشیم گرده ی عشق را برروی گلهای زندگیمان... مداد های رنگیمان را بر داریم و برای خود دو بال رنگین بکشیم و  به نقل از سهراب بگوییم به خود: پیله ات را بگشای  تو به اندازه ی پروانه شدن زیبایی! (با الهام از سهراب سپهری)

mahdis
۱۳۹۴/۰۹/۲۷
5
0
0

ببخشید امکانش هست که مطالب و متن هایی از طرف ما برای شما ارسال بشه و بزارید تویی سایت رشد

--

البته که امکانش هست. برامون ایمیل کنید.


پست الکترونیک را وارد کنید
تعداد کاراکتر باقیمانده: 500
نظر خود را وارد کنید